جت الاسلام دکتر احمد رهدار:
امیرالمومنین چون در اخلاق و سیاست به وحدت درونی رسیده است میتواند به دیگران انتقال دهد لذا در عرصه عمل، عمل علی(ع) عینا با نظر او منطبق است. عمل و نظر علی دوگانه نیست لذا دنیای او عین آخرتاش و اخلاقاش عین سیاستاش است.
نشست تحلیلی ـ اندیشهای "امام علي (ع) و دوگانه اخلاق و سیاست" با حضور حجت الاسلام دکتر" احمد رهدار" در ادامه برنامههای پردیس تابستانی کانون اندیشه جوان برگزار شد.
به گزارش پایگاه 598 به نقل از کانون اندیشه جوان، حجت الاسلام دکتر احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نشست تحلیلی ـ اندیشهای "امام علي (ع) و دو گانه اخلاق و سیاست" گفت: این موضوع را میتوان به دو شیوه مورد بحث قرار داد. یک شیوه بحث نظری دیدگاههای وحدتی و دیدگاههای چندگانه به نظام هستی و یک شیوه بحث تاریخی و مصداقی در مورد شخص امام علی (ع) است.
حجت الاسلام رهدار افزود: تفاوتی در نوع نگاه به هستی بین اهل توحید و اهل ماده است. در نگاههای توحیدی هستی با همه کثراتی که در آن هست در ضمن یک وحدت پهن میشود و آن این است که معاد همه کثرات هستی به یک نقطه معطوف میشود. نظام هستی و اجزایش در نگاه توحیدی بدون نظم و برنامه نیستند و هدفی خاص را مدنظر دارند. این در حالی است که در نگاههای مادی ضمن اینکه همه این کثرات قابل شناسایی هستند به دلیل اینکه نسبت بین این کثرات آینده و غایت نیستند نمیتوان برنامهای جامع را برای آنها در نظر گرفت، به همین علت در نگاههای مادی در برابر هستی جزیینگری حاکم است و هر شی مستقل در نظر گرفته میشود.
وی ادامه داد: در نگاه توحیدی یکپارچگی ناگسستنیای در هستی وجود دارد و همه هستی آیات خداوند تعریف میشود لذا سراسر رنگ خدایی دارند، خالق در مخلوق خود حضور وجودی دارد و چون تمام هستی مخلوق خداوند هستند، خداوند در تمام هستی وجود دارد به همین علت کل هستی محضر خداوند میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطر نشان کرد: نگاههای دوگانه یا چندگانه به هستی در واقع در هستی ابعادی را شناسایی میکنند که خداوند حضوری در آنها ندارد. در نگاه مادی به دلیل اینکه مبدأ و غایت درک نمیشود، ناگزیر جهان هستی چندپاره فهم میشود.
وی خاطر نشان کرد: ادعای دیگر که در این بحث مطرح میشود، یکپارچه بودن نظامهای معرفتی است. برای مثال هنگامی که میگوییم نظام معرفتی اخلاق، یکپارچه است به این معنی است که اجزای متفاوت اخلاق مانند صداقت، وفا، حسن خلق، امانتداری و ... درون یک نظام اخلاقی به گونهای قرار میگیرند که از یکدیگر پشتیبانی میکنند. این روند در مورد رذایل اخلاقی هم به همین شکل است و این به دلیل منسجم بودن پیکره انسان است چرا که خصیصههای انسان موردی و انفرادی رشد نمیکنند.
فردی که یکی از خصایص اخلاقیاش در اوج است قطعاً خصایص دیگرش هم در مرتبه بالایی هستند لذا نظامهای معرفتی هم یکپارچه هستند و نگاههایی که این نظامها را چندگانه معرفی میکند در مبانی خود تناقض و مشکلاتی دارند البته برخی از مکارم و رذایل اخلاقی به لحاظ نمود عینی و خارجی نیازمند زمان هستند و تحت شرایط خاص محقق میشوند و نمود پیدا میکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه اذعان کرد: رفتارهای ناشی از نظام معرفتی هماهنگ و یکپارچه هستند. اگر رفتارهای ما صرفاً ناشی از نظام علمی باشد کاملاً منسجم میشود اما چون رفتارها انگیزههای مختلفی را شامل میشوند در آنها پارادوکس و تناقض هم دیده میشود. در نگاههای دقیق علمی به هستی نظام معرفتی و نظام هستی یکپارچه هستند اما در نگاههای مادی میتوان در فهم برشهایی ایجاد کرد.
حجت الاسلام رهدار گفت: دوگانههای موجود همچون اخلاق و سیاست، دین و دنیا و .... معلول عصر جدید هستند و از ساحت معرفت به ساحت اجتماع کشیده شدهاند. گویی وارد عالمی میشویم که تمام آن را جز از طریق دوگانهها نمیتوانیم تفهیم کنیم. این دوگانهها در نظامهای دینی بسیار کم است. در واقع دوگانههای نظام دینی دوگانههایی نیستند که عالم هستی را تقسیم کنند.
وی خاطر نشان کرد: دنیای غرب در حوزه مبانی معرفتی خود چون دوگانه پیش رفته نظامهای رفتاری ناشی از نظامهای معرفتیاش هم دوگانه شده است لذا حیات در غرب حیاتی برشی است مانند برشی که در هنجارها ایجاد میشود. در صورتی که در نگاه دینی هیچگونه برشی در هنجارها و زمان وجود ندارد و همه چیز یکپارچه دیده میشود. کسی که زاویه نگاهش به هستی اینگونه است در برابر دوگانههایی که غرب ایجاد کرده است، نگاه وحدتبخش در عمل به راحتی بین آنها جبر میکند لذا برای علی (ع) اخلاق و سیاست، دین و دنیا و ... دو چیز نیستند که بخواهد آنها را به هم متصل کند. اخلاق علی همان سیاست و سیاستش همان اخلاق علی است. اخلاق و سیاست علی جدای از هم نیستند. در صورتی که ما شاهد جدایی این دو در دنیای غرب هستیم در سیره امام علی(ع) جمع کردن اخلاق و قدرت و سیاست کار سختی نیست.
حجت الاسلام رهدار یاد آور شد: در حیات خلافت امام علی (ع) امام سه جنگ داشتند. هر سه جنگ، جنگ قدرت بود در متن این جنگها که خود امام آنها را هدایت میکردند اخلاق علوی بروز پیدا کرد. همان اخلاقی که قبل از آن در یک زندگی صلحآمیز و اجتماعی بود وارد متن جنگ میشد، بدون اینکه تغییر کند. نگاه دوگانه نمیتواند این را بپذیرد و نمیتواند بین اخلاق و سیاست جمعپذیری کند اما در علی (ع) همه چیز به وحدت رسیده و جمعپذیر میباشد و این فهم نیازمند درکی فلسفی است. به هر میزانی که ما رنگ خدایی میگیریم کثرات درون وجود ما به وحدت میرسند. ذات خداوند ذات بسیطی است. ذات بسیط یعنی ذات به وحدت نشسته و غیر قابل تجزیه، به همین علت در علم کلام میگوییم صفات الهی عین ذات الهی است و همین صفات عیاناً صفات متکثری است که به وحدت رسیدهاند.
این استاد حوزه و دانشگاه اذعان کرد: رسیدن به وحدت نیل به آرامش را در پی دارد. آرامش قلبها از طریق رسیدن به خداوند حاصل میشود. وقتی رنگ خدا میگیریم به وحدت میرسیم و بالعکس وقتی از خداوند فاصله میگیریم از وحدت فاصله گرفته و به کثرت میرسیم لذا در دنیای غرب پلورالسیم جدی است و غرب در سیری کاملاً طبیعی به آن رسیده است و پلورالسیم شامل همه ابعاد زندگی غرب میشود، این کثرت عین پوچی و عدم است، به همین دلیل است که در غرب ادبیات نيهليسم پررنگ است. در فضای دینی قطعاً این ادبیات پررنگ نمیشود و در این فضا به وجودی که همان وحدت است، میرسیم.
وی گفت: غرب در فضاهای سیاسی و فرهنگی هنگامی که به سمت پلورالسیم و کثرتگرایی دعوتمان میکنند در حقیقت ما را به سمت پوچی دعوت مینمایند. کثرت عین پوچی است و نگاههای دینی نگاههای نهلیستگرا نیست. اختلافات و تفاوتها در نگاه دینی کمرنگ است. در نگاه دینی کثرت دیده میشود اما مبدأ غایت در آنها تعریف نمیشود لذا در نگاه دینی، نگاه تجزیهای، نگاه برشی و ... نفی شدهاند، اصالت این رویکرد نفی شدهاند. رویکردهای مبتنی بر دوگانگیها رویکرد اشتباهی است.
حجت الاسلام رهدار خاطر نشان کرد: حضرت علی (ع) به دلیل نگاه معرفتشناسانه، هستی را پیوسته میدیده و هیچگاه در دوگانههای دین و قدرت و دین و دنیا و اخلاق و سیاست نلغزیده است چون در درون خود به وحدت بین آنها رسیده است. علی (ع) چون در اخلاق و سیاست به وحدت درونی رسیده است میتواند به دیگران انتقال دهد لذا در عرصه عمل، عمل علی (ع) عینا با نظر او منطبق است. عمل و نظر علی دوگانه نیست لذا دنیای او عین آخرتاش و اخلاقاش عین سیاستاش است.






