تنها دقیقه ای از اذان مغرب گذشت، صدای انفجار! گوشی موبایل زنگ میخورد!؟ کجایی؟؟ شنیدی؟
سراسیمه به خیابان آمدم، کجا بود؟ صحن مسجد! وااای... با لباس خونین از مسجد بیرون آمد! سالمی؟ بیا کمک! وقت جواب دادن گوشی ندارم! فرشهای مسجد حامل پیکر شهدا و مجروحین! زنگ میخوره، سالمی؟ سالمم لعنتی! قطع کن گوشی رو! حاجی جمعیت رو دور کن تا جنازه ها رو بیاریم... حمید و بردند بیمارستان! حمید شهید شد! حاج ابراهیم هم بود! چی میگی؟ حاجی که این مسجد نمیاد! چرا بود... با پسرش اومده بود... نشسته رو زمین داره گریه میکنه! سالمی؟ لعنتی قطع کن! سالمم..
داخل شبستان! دو تا کوچولوهای آبیز هم بودن! چی داری میگی؟ خودم دیدمشون! تو بغل هم! سالمی؟ قطع کن لعنتی، سالمم! داشت تلفن صحبت میکرد: حاجی نبودی! اینجا کربلا شد.. حاجی! یکی بی سر.. یکی بی دست.. یکی ارباً اربا! واای مادر..
شام شهادت بی بی دو عالم؛ حضرت زهرا(سلام الله علیها) کوردل وهابی میان صفوف مسلمانان، اعم از پیر و جوان و کودک و در رکعت اول نماز مغرب، وقتیکه حمد خاتمه یافت؛ عقده اش و عقده اربابانش را منفجر کرد تا در و دیوار مسجد علی بن ابیطالب(ع) همچنان قصه مظلومیت شیعه را حکایت کند!
و اما امروز به نفرین و دعای مادر شهید؛ نکبت ترین موجود زمینی، عبدالمالک ریگی ملیجک دست شیطان، دستگیر شد تا در اولین دادخواهی مسلمانان و در مقام دنیا مجازات گردد!
و اما تو ای منافق! که هر لحظه ثمره خون شهید را به بازی میگیری؛ بدان و آگاه باش که نفرین مادران شهدا گریبانت را چاک چاک خواهد نمود، و بترس از آن روزی که دختر شهید! دلش از هیاهوی متوهم تو بلرزد، و شکی نیست که آن روز در زیر گامهای حزب الله میمیری ...
دلتنگ شهدای مسجدم! شادی روحشون صلوات!!
به روایت لینک: مسجد به خاک و خون کشيده شد.
فایل تصویری: لحظه انفجار و پیکر شهدا! توصیه نمیشود!!
منبع: وبلاگ سربند






